سرمربي ليورپول با توجه به شکست تيمش در ديدار رفت اعلام کرد هنوز هيچ چيز تمام نشده است.

ليورپول در ديدار خود در ليگ اروپا با نتيجه 2 بر صفر در زمين زنيت سنت پترزبورگ شکست خورد.
به گزارش فارس،برندن راجرز در اين مورد گفت: با توجه به اينکه باختيم، نميتوانم بگويم که همه چيز تمام شده است. توانايي تيم ما بيش از آن است که بخواهيم تنها 2 گل را جبران کنيم. البته اگر در اين ديدار يک گل ميزديم، ادامه کار در ديدار برگشت برايمان خيلي سادهتر بود.
وي افزود: بدون شک بايد در ديدار برگشت که در خانه برگزار ميشود، در ابتداي بازي گل بزنيم تا بتوانيم در ادامه ريتم مورد نظرمان را باز يابيم و با پيروزي برابر ديده تماشاگرانمان به مرحله بعد راه پيدا کنيم.
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس گفت: بازي با سپاهان براي ما جنبه انتقامي دارد.

وي افزود: بازي بسيار سختي را مقابل تيم منسجم و پرقدرت سپاهان داريم. به نظر من اين بازي براي پرسپوليس جنبه انتقامي دارد و بايد براي رسيدن به اين سه امتياز تلاش کنيم.
گلمحمدي ادامه داد: در اين بازي با قدرت صد درصد به ميدان خواهيم رفت، البته ميدانيد برخي از بازيکنان را به دليل محروميت در اختيار نداريم. اما اينها دليلي نميشود که به سه امتياز فکر نکنيم.
وي خاطرنشان کرد: سپاهان يکي از بهترين تيمهاي ليگ برتر در حال حاضر است و در چند سال اخير قدرت خود را به رخ همه کشيده آنها مربي بسيار خوب و بازيکناني فرصتطلب و با کيفيت دارند. در هر صورت به نظرم روز يکشنبه يک بازي خوب را همه شاهد خواهند بود و اميدوارم برنده هم پرسپوليس باشد.
سرمربي قرمزپوشان خاطرنشان کرد: نميخواهم از قبل نتيجهاي را پيشبيني کنم اما مثل همه بازيها براي سه امتياز به ميدان ميرويم و مطمئن باشيد با داشتههاي خودمان سعي ميکنيم بازي خوبي را به نمايش بگذاريم.
گلمحمدي در پاسخ به اين سؤال که آيا اين بازي براي شما 6 امتيازي است يا خير گفت: بدون هيچ حرف و حديثي همه بازيها حکم فينال را دارد. بايد خودمان را به بالاي جدول نزديکتر کنيم. براي ما بالا و پايين جدول ندارد. با هر تيمي که به ميدان برويم بايد به نتيجه برد فکر کنيم که اگر از اين هدف دور شويم به مشکل بر ميخوريم.
سرمربي پرسپوليس در خصوص قهر کريم باقري از پرسپوليس نيز گفت: شما کريم را ديدهايد. در تمرين روز پنجشنبه هم حاضر شد، چه قهري و چه حرفي؟ ايشان براي ما هيچ شرطي نگذاشته و شما هم زياد اين موضوعات را که چندان درست نيست دنبال نکنيد.
وي درباره سکونشينياش نيز گفت: راستش را بخواهيد استرس خيلي کمتري روي سکو داشتم و بازي را خيلي بهتر ميديدم. احتمال دارد در بازي بعدي هم روي سکوها بنشينم و بازي را از بالا نگاه کنم تا داوران هم از دست من راحت شوند و براي آنها مشکلساز نشويم.
گلمحمدي در پايان در خصوص وينگو بگوويچ از هرگونه اظهار نظري خودداري کرد.
مربي تيم فوتبال صبا معتقد است برخي از تيمهاي رقيبشان قصد ايجاد حاشيه براي تيمشان را دارند و با رقابت سالم آشنا نيستند.

محمود فکري درباره اعتراضهايي که پيش از بازي با الشباب به وضعيت امکانات صبا داشت، بيان کرد: نميخواهم درباره اتفاقات گذشته صحبت کنم. به هر حال امکانات باشگاه، چه کم باشد چه زياد ديگر شرايط طوري نيست که بخواهيم به آنها بپردازيم.
به گزارش ايسنا،وي ادامه داد: ما با تمام وجود برابر الشباب بازي کرديم و در حالي که مستحق برد بوديم، باختيم. خيليها هم منتظر اين اتفاق بودند تا صبا را به حاشيه ببرند. آنها چشمشان را بستند و بازي زيباي ما را نديدند و فقط به نتيجه توجه کردند. به هر حال تيمهاي زيادي مشکل دارند و صبا هم همين است. استقلال، پرسپوليس و حتي سپاهان هم يکسري مشکلات دارند، اما مهم اين است که مسئولان باشگاه صبا تمام تلاش خود را ميکنند تا آنها را به حداقل برسانند. ما هم سعيمان اين است که با قدرتتر از قبل به راهمان ادامه دهيم. مربي صبا در ادامه با اشاره به ماهيت حاشيه سازان تيمش مطرح کرد: اين حاشيهها حتي از تيمهاي رقيب ما هم ايجاد ميشود. بعضي تيمها در جدول رقيب ما هستند و تعداد حاشيه سازنشان هم کم نيست. آنها آشنايي زيادي با رقابت سالم ندارند و با رقابتهاي منفي خودشان را مطرح ميکنند. به همين خاطر ميگويند در صبا مشکل و درگيري است، اما هر تيمي يکسري مشکلات دارد، اما اين که بعضيها اين مشکلات را بزرگ ميکنند و رسانهها هم قلم ميزنند، فقط براي بر هم زدن آرامش تيم است. اين افراد به دنبال اهداف خودشان هستند، اما بدانند که ما از اين دست اتفاقات زياد ديدهايم و جلوي شيطنتها را خواهيم گرفت. فکري همچنين درباره بازي صبا برابر نفت تهران در روز سه شنبه گفت: بعد از بازي با الشباب دو روز استراحت داديم و تمرين را از سهشنبه آغاز کرديم. در حال حاضر هم تمرينهاي خوبي را پشت سر ميگذاريم. بازي با نفت هم جزو ديدارهاي سخت فصل ماست و اين تيم در جدول هم بالاتر از ما قرار دارد. اما صبا در وضعيت آمادگي خوبي است و اميدوارم بتوانيم به سه امتياز بازي با نفت دست پيدا کنيم. |
1-فرانکو بارزی
رود گولیت و مارکو ونباستن از میلان در سالهای 1987 تا 1992 توپ طلا را بین خودشان تقسیم کردند. اما یکی از این توپهای طلا باید به کاپیتان بارزی میرسید. هیچ مدافعی هرگز نتوانست به سطحی برسد که این بازیکن ایتالیایی در دوران اوج به آن رسیده بود. دفاع میلان در اوایل دهه 90 را یکی از بهترین خطوط دفاعی تاریخ میدانند و بارزی کاپیتان، لیدر و مغز متفکر آن بود.
2-تیری آنری
تیری آنری در دوران اول حضور در آرسنال به رکورد 226 گل رسید و دو قهرمانی را به دست آورد، اما تلاشهای او برای رسیدن به این جایزه کافی نبود. 2004 را میتوان سال او دانست. شکستناپذیران آرسنال بدون حتی یک باخت فاتح لیگ برتر شدند و آنری مهارنشدنی 39 گل در تمامی رقابتها زد. اما آندری شوچنکو در مصاف توپ طلا برنده شد.
3- آندرس اینیستا
اگر آندرس اینیستا در دوران لیونل مسی و کریستیانو رونالدو نبود بیتردید تاکنون این جایزه را گرفته بود. این بازیکن 28 ساله در طول حدود ده سال نقطه اتکای بارسلونا بوده و کمک کرده آنها سه لیگ قهرمانان و پنج لالیگا را به دست بیاورند. او همچنین ستاره تیم اسپانیا در چهار سال گذشته بوده که فتوحات بسیاری داشته. او گل پیروزیبخش فینال جام جهانی 2010 را زد و عنوان بهترین بازیکن یورو 2012 را هم کسب کرد.
4- اولیور کان
اولیور کان در سالهای 2001 و 2002 در فرمی فوق بشری بود. او میتوانست در هر کدام از این دو فصل برنده توپ طلا شود. او سه پنالتی در فینال لیگ قهرمانان برای بایرن مونیخ مقابل والنسیا گرفت. کان همچنین بوندسلیگا را فتح کرد اما در نهایت در رقابت برای توپ طلا سوم شد و مایکل اوون از لیورپول این افتخار را از آن خود کرد.
5- پائولو مالدینی
دوران بازی فوقالعاده مالدینی تقریبا یک ربع قرن به طول انجامید و او همواره در اوج بود. بهترین مدافع کناری تاریخ – برنده هفت اسکودتو و پنج عنوان اروپایی و افتخارات بیشمار دیگر – بسیار عجیب است که این افتخار را در کارنامه خود ندارد. میتوان سال 1994 را درخشانترین سال برای او دانست. او در فینال لیگ قهرمانان، در حالی که بارزی و الساندرو کاستاکورتا نبودند هدایت خط دفاعی تیمش را به عهده گرفت و میلان توانست بارسلونای یوهان کرویف را چهار بر صفر شکست دهد. آن سال توپ طلا به هریستو استویچکوف رسید.
6- بابی مور
مور کاپیتان انگلیس در راه قهرمانی در سال 1966 بود. اما بابی چارلتون برنده جایزه شد. این در حالی است که مور هم میتوانست برنده این عنوان شود. او در سال 1970 در رقابت بر سر توپ طلا دوم شد. یعنی همان سالی که آن تکل مشهور را روی پای جرزینیو از برزیل زد.
مدافعان همیشه برای بردن توپ طلا مشکل داشتهاند و هافبکها و مهاجمان جلوتر از امثال مور، فرانکو بارزی و پائولو مالدینی توپ طلا را گرفتهاند. ارزش بازی فوقالعاده این مدافعان در رقابت توپ طلا نادیده گرفته شد.
7-گونتر نتزر
40 سال پیش بحثی درباره بهترین هافبک وجود نداشت و گونتز نتزر، بازیساز آلمانی بهترین بازیکن در پستش بود. ستاره بروسیا مونشنگلادباخ یکی از بهترین بازیهای تاریخ فوتبال مالی را در ورزشگاه ویمبلی انجام داد، زمانی که آلمان غربی در رقابت جام ملتهای اروپا در سال 1972 در دیدار رفت انگلیس را در خانهاش سه بر یک برد. همان بازی الهامبخش قهرمانی آلمان شد. نتزر با گرد مولر، همتیمیاش در رده دوم قرار گرفت و کاپیتان بکنباوئر توپ طلای اولش را گرفت.
8-فرانس پوشکاش
در میان برندگان توپ طلا از سال 1956 تاکنون بیش از 30 نفر مهاجم بودهاند ولی در میان بازیکنان تهاجمی هم برخی نادیده گرفته شدهاند. با وجود موفقیتهای رئال مادرید در سالهای اولیه جام باشگاههای اروپا، جالب بود که فرانس پوشکاش هرگز توپ طلا را نگرفت و تنها در سال 1960 بود که پس از لوییس سوارس دوم شد. اگر توپ طلا چند سال زودتر ابداع شده بود، یعنی زمانی که مجارستان فوتبال ملی را دگرگون میساخت و انگلیس را در ویمبلی شش بر سه میبرد، پوشکاش بیتردید این جایزه را میبرد.
9-. رائول
رکورد 323 گل، شش لالیگا، سه لیگ قهرمانان و لحظات پرافتخار دیگر برای رئال مادرید او را یکی از بزرگترین بازیکنانی میسازد که تاکنون توپ طلا را نبردهاند. بهترین رتبه او در کسب توپ طلا رتبه دوم بود که در سال 2001 حاصل شد. در سالی که او بهترین رکورد گلزنیاش را داشت. اما مایکل اوون جایزه را گرفت.
10-. دینو زوف
دینو زوف در سال 1973 در رقابت توپ طلا دوم شد. او توانسته بود رکورد شگفتانگیزی به جا بگذارد: 21 ماه بدون دریافت گل ملی! توپ طلا را یوهان کرویف گرفت که البته شایسته بود چون آژاکس را به قهرمانی در جام باشگاههای اروپا رسانده بود. غولهای هلندی یوونتوس را با زوف در فینال یک بر صفر بردند. اما اگر یوونتوس برنده شده بود زوف شاید از کرویف میگذشت و بهترین بازینک دنیا میشد. او در سال 1982 در سن 40 سالگی فاتح جام جهانی شد. همان سال هم ششمین اسکودتویش را با بینکونری کسب کرد. اما پائولو روسی، همتیمی او با شش گلی که در اسپانیا زد تا ایتالیا فاتح دنیا شود توپ طلا را ربود.
یوفا: كريستيانو رونالدو (دوس سانتوس آويرا) متولد پنجم فوريه سال 1985 كه بيشتر با نام (كريستيانو رونالدو) معروف ميباشد،
فوتباليست پرتغالي در رده حرفهاي است كه در تيمهاي (منچستريونايتد) و (ملي پرتغال) بازي ميكند. او يكي از بهترين بازيكنان دنيا و یکی از بهترين استعدادهاي امروز فوتبال است.
كريستيانو رونالدو در شهر (فانچال) در منطقه (ماديرا) در كشور پرتغال به دنيا آمد. مادر (ماريا دولورس داس آويرا) و پدرش (خوزه دينيس آويرا) بود. او يك برادر به نام (هوگو) و دو خواهر به نامهاي (الما) و (كاتيا) دارد.
نام رونالدو در كشور پرتغال نام رايجي نيست ولي پدر و مادرش به خاطر (رونالد ريگان) رييسجمهور آمريكا نام او را رونالدو گذاشتند زيرا ريگان هنرپيشه مورد علاقه پدر رونالدو بود. او تاكيد ميكند اين نامگذاري اصلا دلايل سياسي نداشته است.
وقتي سه ساله بود ضربه زدن به توپ را آغاز كرد. وقتي در شش سالگي به مدرسه رفت ديگر علاقهاش به ورزش كاملا نمايان شده بود. او در آن زمان عاشق تيم (بنفيكا) بود و جالب است كه بعدها به تيم رقيب آن يعني (اسپورتينگ) پيوست.
او ابتدا با يك تيم آماتور به نام (آندورنيا) بازي ميكرد زيرا پدرش در آن باشگاه شاغل بود. در آن زمان رونالدو تنها هشت سال داشت. در سال 1995 يعني در ده سالگي (كريستيانو رونالدو) كمكم در پرتغال كسب شهرت ميكرد و آهسته آهسته نامي آشنا در ورزش فوتبال ميشد. به طوري كه دو تيم برتر شهر ماديرا در پي امضاي قرارداد با او بودند.
كريس رونالدو با بازي در مسابقات زير هفده سال يوفا براي تيم (اسپورتينگ ليسبون) مورد توجه (جرارد هولر) سرپرست وقت تيم ليورپول قرار گرفت. در آن زمان او تنها شانزده سال داشت و به همين خاطر ليورپول از خريد او صرف نظر كرد ولي همين موضوع سبب شد به چشم (سرالكس فرگوسن) بيايد.
در تابستان 2003 او در بازي برابر تيم منچستريونايتد به خوبي تواناييهاي خود را در معرض تماشا قرار داد و نشان داد كه ميتواند در دو جناح بازي كند.
پس از بازي، اعضاي تيم منچستريونايتد همگي از يك استعداد درخشان سخن ميگفتند. آنها معتقد بودند بهتر است در آينده در كنار اين جوان باشند تا مقابل او.
در منچستر یونایتد
فرگوسن اين جوان را ميخواست. او ميخواست از رونالدو به جاي ديويد بكام كه به تازگي به رئال مادريد پيوسته بود بهره ببرد و بدين ترتيب كريستيانو با قيمت 24 ميليون و 12 هزار پوند رهسپار تيم منچستريونايتد شد.
رونالدو در ابتدا با پيراهن شماره هفت ظاهر شد ولي با وجود تمام مهارتها و حملههايش دوست نداشت تحت فشار انتظارات مردم باشد.
انتظاراتي كه از شماره پيراهن او نشات ميگرفت. او ترجيح ميداد پيراهن شماره 27 را بپوشد زيرا در اسپورتينگ نيز همين شماره را ميپوشيد.
رونالدو هميشه متهم به خودخواه بودن و تكروي است، با اين وجود فرگوسن تمام حيثيت كاري خود را بر روي او گذاشته و مجددا با او قراردادي تا پايان سال 2010 به امضا رسانده است.
رونالدو در مصاحبهاي با نشريه (ايونينگ نيوز) گفت: (منچستريونايتد هميشه براي كمك به من حاضر است و هميشه از من حمايت ميكند. من بايد اين را تلافي كنم.)ولي رونالدو اغلب در بازيها، مشكل عصبي پيدا ميكند. او نميتواند اعصاب خود را كنترل كند و زود از كوره در ميرود. او يك بار به خاطر رفتار خشونتبار و انگشت تكان دادن به نشانه تهديد به سوي تماشاچيان از بازي اخراج و از يك مسابقه نيز محروم شد.
(فيليپ اسكولاري) مربي تيم ملي پرتغال نيز به او هشدار داد در مسابقات جامجهاني رفتار خودش را كنترل كند.
كريستيانو رونالدو در سال 2005 به (بازيكن جوان ويژه فيليپو) معروف شد و از سوي فيفا بيستمين بازيكن برتر تاريخ فوتبال لقب گرفت. او با وجود اخلاق تندش محبوب طرفداران منچستريونايتد باقي ماند. به همين خاطر دوست ندارد هرگز تيم منچستريونايتد را ترك كند. او در بازيهاي جامجهاني اولين گل خود را با ضربه پنالتي به تيم ملي ايران زد
زندگي خصوصي
پدر رونالدو كه (دينيس آويرا) نام داشت هفتم سپتامبر 2005 و در زمان بازيهاي مقدماتي جامجهاني از دنيا رفت.
رونالدو چند ساعت پس از شنيدن اين خبر مجبور بود برابر تيم روسيه بازي كند و اين براي او بسيار سخت بود ولي ميدانست امكان ندارد در بازي غايب باشد. پس از بازي، سرالكس فرگوسن خود، رونالدو را مشايعت كرد و به كشورش فرستاد.
در اكتبر سال 2005 او به همراه مرد ديگري به اتهام آزار جنسي دستگير و مورد بازجويي قرارگرفت. رونالدو كه به گفته خودش از همه جا بيخبر بود اين اتهام را تكذيب كرده و آن را توطئهاي براي بد نام كردن خود دانست. پليس نيز كه مدرك لازم و كافي براي اين موضوع نداشت او را آزاد كرد.
رونالدو پيش از اين با زني به نام (مرچه رومرو) مجري اسپانيايي تلويزيون پرتغال رابطه داشت. هر چند اصليت اسپانيايي دارد ولي در پرتغال به دنيا آمده و رشد كرده است. او با آشنايي خود با رونالدو تنفر خيليها را برانگيخت زيرا بسياري از طرفداران رونالدو او را شايسته نامزدي فوتباليست محبوب خود نميدانستند و سايتهاي اينترنتي عليه او ايجاد كردند.
(مرچه) نه سال از كريستيانو بزرگتر بود و از همسر اولش طلاق گرفته بود. او براي نخستين بار در نشريات پرتغال اعتراف كرد كه با كريستيانو رابطه دارد ولي رونالدو با وجود عكسهاي زيادي كه از آن دو گرفته شده بود، هرگز اين حرف را تاييد نكرد. او هميشه دوست دارد زندگي خصوصي خود را به معناي واقعي آن خصوصي نگه دارد و معتقد است زندگي خانوادگي از زندگي حرفهاي جداست.
ولي چندي پيش اعلام كردند كه اين رابطه بالاخره به پايان رسيده است. ولي نه (مرچه) از اين موضوع حرفي به ميان آورد و نه رونالدو. تنها يكي از دوستان آنها به خبرنگاران گفت: ارتباط آنها به جدايي انجاميده و مرچه از اين اتفاق بينهايت ناراحت است. سرانجام در بيستم سپتامبر 2006 (مرچه) هم تاييد كرد كه ديگر رابطهاي با كريستيانو رونالدو ندارد.
او هزينه سفر (مارتونيز) پسربچه يازده ساله اندونزيايي و پدرش كه از بازماندگان سونامي بودند را پرداخت تا آنها بتوانند به خاطر علاقه پسرك براي ديدن بازيهاي مقدماتي جامجهاني به اروپا بروند.
ديگر همتيميهاي رونالدو پس از ملاقات اين پدر و پسر تقبل كردند كه با كمك يكديگر هزينه خريد يك خانه جديد در اندونزي را براي آنها فراهم آورند. پس از پايان بازيهاي مقدماتي، رونالدو به اندونزي رفت تا از سرزمينهاي مصيبتزده آن ديدن و براي آنها كمكهاي خيريه جمعآوري كند. او در اين سفر با (يوسف كالا) رييسجمهور اندونزي نيز ديدار كرد و توانست با به حراج گذاشتن وسايل ورزشي خود در جاكاراتا پايتخت اندونزي، 120 هزار دلار آمريكا كمك جمع كند.
رونالدو هم اكنون يك خانه دو ميليون پوندي در (وود فورد) واقع در انگليس دارد. پس از حضور كريستيانو در تيم ملي كشور پرتغال و بازي مقابل تيم انگليس در مسابقات جامجهاني آلمان، طرفداران تيم انگليس به نشانه خشم خود شيشههاي خانه گرانقيمت كريستيانو را شكستند.
رونالدو نيز از اين عكسالعمل غيرمنطقي مردم ناراحت شد و اعلام كرد منچستر را ترك ميكند و آينده او در اسپانياست. (مرچه) سي ساله كه در آن زمان هنوز با كريستيانو رابطه داشت گفت: اگر كريستيانو قبل از اينكه خشم مردم فرو بنشيند به انگليس بازگردد، كار احمقانهاي كرده است. او حتي از ستاره منچستريونايتد تقاضا كرد براي بردن وسايلش هم به آن جا بازنگردد.
شايعه رابطه كريستيانو رونالدو با دختري به نام (جمااتكينسون) به تازگي بر سر زبانها افتاده است. با اين وجود نامزد قبلي كريستيانو پيام تبريك خود را براي او فرستاد (مرچه رومرو) كه در سال 2005 از كريستيانو جدا شد بهترين آرزوهايش را نثار اين زوج كرده است. گفته ميشود (جما) نيز به تازگي از نامزد سابقش كه اتفاقا او نيز يك فوتباليست بوده، جدا شده است. رابطه كريستيانو و (جمااتكينسون) ناگهان تيتر درشت صفحه اول تمام نشريات پرتغال شد.
(جمااتكينسون) هنرپيشه نوپاي شبكه ITV خود اظهار داشته كه با كريستيانو رونالدو آشنا شده است.
او نخستين بار كريستيانو را همين اواخر در يك مهماني ملاقات و اعتراف كرد از اين آشنايي بسيار خوشحال است. وي اظهار داشت: (كريستيانو مرد خيلي خوبي است. شنيدهام خيليها به من حسادت ميكنند. اين موضوع براي من اصلا عجيب نيست.) اين هنرپيشه 22 ساله كه پيش از اين با (ماركوس بنت) بازيكن تيم (چارلتون) آشنا بود، گفت: (من به فوتبال علاقه خاصي ندارم و اگر با كريستيانو آشنا شدهام به خاطر شخصيت اوست. اصولا فوتباليستها همه آدمهاي خوبي هستند. در ضمن دلم نميخواهد زياد درباره اين موضوع صحبت كنم چون نامزدي من با ماركوس به خاطر مصاحبهام با خبرنگارها به هم خورد. نميخواهم اين موضوع دوباره تكرار شود.) ظاهرا از اين پس يك زن به جرگه زنان خبرساز فوتباليستهاي انگليس افزوده شده است.
سرالكس فرگوسن هميشه از كريستيانو رونالدو به عنوان يك بازيكن برتر نام ميبرد. او در يك مصاحبه مطبوعاتي در جواب به اين سوال كه آيا رونالدو بازيكن سال ميشود يا نه، اظهار داشت: (مطمئنم نام او در ليست است. او 21 سال دارد و به نظر من بهتر از اين هم ميشود. او به بلوغ لازم رسيده و اميدوارم بازيكنان جوان ما مثل او خود را نشان دهند.
خيلي كم هستند كساني كه مانند كريستيانو ميتوانند برابر بازيكنان هجومي بايستند. مدافعان نميتوانند اين جور بازيكنان را كنترل نمايند؛ به همين خاطر است كه همه به او به چشم يك (خطر بزرگ) نگاه ميكنند.)
كوتاه از كريستيانو
_ او در بازيهاي يورو 2004 و جامجهاني 2006 به عنوان جذابترين بازيكن شناخته شد.
_ در كودكي با نام مستعار (كلويورت) ناميده ميشد.
_ او از سهامداران (نايك)، (پيپ جينز)، (اكسترا جاس) (نوشيدني انرژيزاي اندونزي) و اتومبيل سوزوكي است هر چند كه خود يك اتومبيل بيامو مشكي دارد.
_ تيم محبوب كودكي او (بنفيكا) بود.
_ قهرمان كودكي رونالدو (مارادونا) بود.
_ قهرمان كنوني او (لوييس فيگو) و (تيه ريآنري) هستند.
_ رونالدو كه در ليسبون بزرگ شده است هميشه به خاطر لهجه (ماديرايي)اش مورد تمسخر بچهها قرار ميگرفت.
_ رونالدو با (آلبرتو جارديم) فرماندار زادگاه خود دوست صميمي است
.: Weblog Themes By Pichak :.